lurch (2)
معنی کامل و مثالها
/lu_rch/vi., vt., n.
● (مهجور) خف کردن، در خفا منتظرماندن، کمین کردن
● (قدیمی) از استیفای حق کسی جلوگیری کردن
● (مهجور) با دغلکاری یا دزدی بهدست آوردن
● (مهجور) عمل کمین کردن
* lie at (or on) the lurch
(قدیمی) کمین کردن، (در خفا) به انتظار کسی نشستن