دیکشنری فارسی

lure

UKleər USluə

معنی فارسی

پر مشت بفتره بدام انداختن تطميع کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/loor/n., vt.

(قوش شکاری) گولزنک باز شکاری (ریسمانی که سر آن مقداری پر می‌بندند و برای فراخواندن باز به کار می‌برند)

گیرایی، جذبه، کشش

the lure of the stage

وسوسه‌ی صحنه‌ی تئاتر

that free country's lure for settlers

جاذبه‌ی آن کشور آزاد برای مهاجران

(هر چیزی که جلب یا وسوسه می‌کند) دام، تله، در باغ سبز، چشته، طعمه، نواله

چشته‌ی ماهیگیری (به ویژه چشته‌ی مصنوعی برای ماهیگیری با قلاب)

(باز شکاری را با گولزنک) فراخواندن

(بیشتر با: on) جلب کردن، بسوی خود کشیدن، وسوسه کردن، اغوا کردن

don't let money lure you into doing something wrong

نگذار پول تو را به انجام کار خلاف وسوسه کند.

they advertise in order to lure customers

برای جلب مشتری آگهی می‌دهند.

I was lured on by her beauty

زیبایی او مرا اغوا کرد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. qualities that attract by seeming to promise some kind of reward
  2. anything that serves as an enticement
  3. something used to lure fish or other animals into danger so they can be trapped or killed “He lured me into temptation” “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody” “Somebody ----s somebody into V-ing something”

مترادف‌ها

I. noun
Enticement, bait, attraction, allurement, decoy, temptation.
II. verb active
Entice, allure, attract, decoy, tempt, seduce, inveigle.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن