دیکشنری فارسی

lush (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/lush/adj.

● لطیف و آبدار، رسیده و آبدار

● فراوان، سرشار

● سبز و خرم، گشن، انبوه، سرسبز و پر پشت

lush gardens

باغ‌های سبز و خرم

lush grass

چمن سبز و پر پشت

● دارای تزئینات بیش از حد، پر آذین، پر شاخ و برگ

a lush style of writing

سبک نویسندگی پر شاخ و برگ

● مجلل

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن