lynch
UKlintʃ
USlıntʃ
معنی فارسی
بدون دادرسي قانوني کشتن يا مجازات کردن
معنی کامل و مثالها
/linch/vt.
● (اعدام شخص ظاهرا گناهکار توسط شماری از شهروندان بدون محاکمه و مراعات مقررات قضایی) لینچ کردن، خره کش کردن، بدون محاکمه مجازات کردن یا کشتن
تعریف انگلیسی
verb
- kill without legal sanction “The blood-thirsty mob lynched the alleged killer of the child” “Somebody ----s somebody” “They want to lynch the prisoners”