دیکشنری فارسی

lynch

UKlintʃ USlıntʃ

معنی فارسی

بدون دادرسي قانوني کشتن يا مجازات کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/linch/vt.

● (اعدام شخص ظاهرا گناهکار توسط شماری از شهروندان بدون محاکمه و مراعات مقررات قضایی) لینچ کردن، خره کش کردن، بدون محاکمه مجازات کردن یا کشتن

تعریف انگلیسی

verb
  1. kill without legal sanction “The blood-thirsty mob lynched the alleged killer of the child” “Somebody ----s somebody” “They want to lynch the prisoners”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن