دیکشنری فارسی

mace (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/mās/n.

● گرز، چماق، چمبه، کدنگ، عمود، پیل‌پا

Rustam's mace was heavy

گرز رستم سنگین بود.

● (میله‌ی مزین و گرز مانندی که در مراسم رسمی توسط شهرداران انگلیس و غیره حمل می‌شود) کوپال

● باتوم (چوب دستی پاسبان‌ها)

● رجوع شود به: macebearer

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن