machine building معنی فارسی ماشين سازي واژههای دیگر با معنی «ماشين سازي» machine building industry صنعت ماشين سازي road building machine ماشين جاده سازي automatic flanging machine ماشين خم حلبي سازي engineering works کارخانه ماشين سازي pilot materials وسايل و دست ابزارهاي ماشين سازي يا، مدل سازي engineering steel فولاد مهندسي، فولاد ماشين سازي grader گريدر، يکي از ماشين آلات راه سازي PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي automatic programming روندي که طي آن کامپيوتر به صورت خودکار، برنامه مبدا به زبان برنامه نويسي را به، برنامه مقصد به کد ماشين ترجمه مي کند