made fern معنی فارسی کرف جمازنر واژههای دیگر با معنی «کرف» ferny کرف زار، کرف مانند fernery کرف زار pteridologist کرف شناس، سرخس شناس pteridology کرف شناسي adders-tongue کرف زبان ماري، سرخس زبان ماري، لسان الحيه rockery خاره ياصخره مصنوعي (براي روييدن کرف)، کوه مصنوعي، ديوار کوه نما rock work خاره يا صخره مصنوعي (براي روييدن کرف)، کوه مصنوعي، ديوار کوه نما fern سرخس، کرف، (بيخ) جماز cycad سرخس نخلي، کرف نخلي