made ground معنی فارسی خاک دستي واژههای دیگر با معنی «خاک دستي» handbarrow زنبه خاک کشي دستي. post-hole auger مته دستي (جهت نمونه برداري خاک، دست نخورده) secondary soil خاک جابجا شده يا ثانوي، خاک دستي hand-barrow زنبه، خاک کش دستي M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو barrow زنبه، خاک کش، چرخ دستي dump barrow حرخ دستي، زنبه، خاک کش wheelbarrow چرخ خاک کش، چرخ دستي