magnetic component معنی فارسی قطعه مغناطيسي واژههای دیگر با معنی «قطعه مغناطيسي» deceleration time زمان لازم براي متوقف ساختن يک نوار، مغناطيسي پس از خواندن يا ضبط آخرين قطعه، داده از يک رکورد روي آن نوار