magnetic ritation معنی فارسی چرخش مغناطيسي گردش مغناطيسي دوران مغناطيسي واژههای دیگر با معنی «چرخش مغناطيسي» hard port فرمان سمت را به سمت مغناطيسي تغيير دهيد، در عمليات دريايي، ناو را با چرخش سريع hard starboard سمت ناو را بسمت مغناطيسي اعلام شده تغيير، دهيد، ناو را با چرخش سريع بسمت پاشنه بگردانيد