magnetopause
معنی فارسی
کشندا مرز مرزمغناطيسي
معنی کامل و مثالها
/mag nēt´ō pôz´/n.
● (مرز خارجی کشنداکره که میدان جاذبهی کرهی زمین یا اجرام سماوی را از فضای میان ستارهای مجزا میکند) کشندا مرز، مرز مغناطیسی
کشندا مرز مرزمغناطيسي
/mag nēt´ō pôz´/n.
● (مرز خارجی کشنداکره که میدان جاذبهی کرهی زمین یا اجرام سماوی را از فضای میان ستارهای مجزا میکند) کشندا مرز، مرز مغناطیسی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن