magnification factor معنی فارسی تقويت عامل درشت نمايي واژههای دیگر با معنی «تقويت» afforcement تقويت، اعزام نيروي امداد ampilification تقويت reinforcements تقويت ها، ماموريتهاي تقويتي، نيروي امدادي gas amplification تقويت گاز gas multiplication تقويت گاز light amplification تقويت نور light gain تقويت نور reinforcement of weld تقويت جوش web stiffness تقويت جان strengthen تقويت دادن، نيرو بخشيدن، قوت دادن