mail (1)
معنی کامل و مثالها
/māl/n., adj., vt.
● پست (postal system هم میگویند)
air mail
پست هوایی
● نامه رسانی، نامه بری
morning mail
نامه رسانی بامدادی
● (انگلیس) وسیلهی نامه رسانی
the five o'clock train was today's last mail
قطار ساعت پنج آخرین وسیلهی نامه رسانی امروز بود.
● (اسکاتلند) چمدان (یا هر اسباب سفر)
● (قدیمی) کیسهی حمل مراسلات پستی
● مراسلات پستی، نامهی پستی، بستهی پستی، نامههای ارسالی یا رسیده
they inspected the officers' mail
نامههای پستی افسران را تفتیش میکردند.
mail is not delivered on holidays
مرسولات پستی در ایام تعطیل توزیع نمیشود.
I haven't opened my mail yet
هنوز نامههای پستی خود را باز نکردهام.
● پست کردن، با پست فرستادن
I mailed her a birthday card
یک کارت تولد برایش پست کردم.
this letter was mailed two weeks ago
این نامه دو هفته پیش پست شده بود.
* by mail
با پست، از طریق پست
* in the mail
در پست
the letter is in the mail and he will get it tomorrow
نامه پست شده است و فردا به دستش خواهد رسید.
* surface mail
پست زمینی و دریایی (در برابر: پست هوایی)