main direction معنی فارسی جهت اصلي واژههای دیگر با معنی «جهت اصلي» cardinal points چهار جهت اصلي cardinal points effect اثر چهار جهت اصلي، اثر عمود قرار گرفتن، خط امواج رادار به صفحه تصوير زمين upper-surface blowing دميدن جريان جهت پيشراننده اصلي روي سطح، فوقاني بال anti-servo tab بالچه قابل تنظيم متصل به لبه فرار سکان، که در جهت سطوح اصلي فرامين عمل کرده و، درنتيجه از حساسيت آنها ميکاهد lenz' law قانون لنز، جريان القاء شده در يک مدار، که نسبت به يک ميدان مغناطيسي داراي حرکت ABIOS سر نام Advanced Basic Input/Output System، معناي سيستم ورودي/ خروجي اصلي پيشرفته) و نشانگر يک سري، (به accelerationists شتاب گرايان مکتبي که بر اساس اعتقاد، آنها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ، طبيعي بيکاري بدون اينکه قادر باشد اين anti-balance tab بالچه اي که روي سطوح کنترل که در جهت، انحراف سطح اصلي منحرف شده و گشتاور لازم، براي انحراف سطح را افزايش ميدهد و حرکت vortex-ring state حالت کاري رتور اصلي رتور کرافت که در آن، جهت جريان رتور در خلاف جريان نسبي قائم، خارج ديسک رتور و تراست رتور ميباشد principal cause علت اصلي، جهت عمده