دیکشنری فارسی

majoritarian

US'mædʒərı'terıən

معنی فارسی

وابسته به اکثريت، تعيين شده با راي اکثريت

هوادار حکومت اکثريت، بيشينگراي

معنی کامل و مثال‌ها

/mǝ jôr´ǝ ter´ē ǝn/adj., n.

● وابسته به اکثریت، تعیین شده با رای اکثریت

● هوادار حکومت اکثریت، بیشین‌گرای

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن