make an entry معنی فارسی ثبت کردن وارد کردن واژههای دیگر با معنی «ثبت کردن» write down ثبت کردن، تنزل دادن بهاي اسمي سهام journalize در دفتر ثبت کردن، روزنامه نويسي کردن inscroll در طومار نوشتن، ثبت کردن historically بشکل تاريخ درآوردن، ريخ ثبت کردن prerecord قبلا ضبط کردن، قبلا ثبت کردن. record as target آماج را ثبت کنيد، ثبت کردن بعنوان هدف، ثبت آماج registration fire تير ثبت تير، اجراي تير دقيق براي ثبت تير کردن enregister وارد کردن، نوشتن، ثبت کردن document register ثبات، بايگاني، ثبت کردن سند inscribe نوشتن، نقش کردن، نام نويسي کردن از