making void معنی فارسی ابطال واژههای دیگر با معنی «ابطال» confutation رد، ابطال، مجاب کردن refutal رد، ابطال، تکذيب refutation رد، ابطال، تکذيب defeasance clause شرط لغو، شرط ابطال action for cancellation اقدام به لغو، اقدام به ابطال defeasance باطل سازي، بيهوده سازي، ابطال annulment الغاء، فسخ، ابطال disproof رد، تکذيب، ابطال voidance محل خالي براي استفاده از درآمد کليسايي، اخراج، دفع defeat شکست، هزيمت، بيهوده سازي