دیکشنری فارسی

malapropos

UKmælæprəpou

معنی فارسی

نا بهنگام بيموقع بي محل

معنی کامل و مثال‌ها

/mal´ap rǝ pō´/adj.,adv.

بی‌موقع، بی جا، نابهنگام، نابجا، نامناسب

مترادف‌ها

adverb
[Fr.] Unseasonably, unsuitably.

واژه‌های دیگر با معنی «نا بهنگام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن