man salayer معنی فارسی آدم کش واژههای دیگر با معنی «آدم کش» murderous آدم کش، قاتل، قتل آميز assassinator آدم کش، خوني، قاتل cutthroat آدم کش، خوني، قاتل murderer آدم کش، قاتل، خوني assassin آدم کش، قتل bravo آدم کش مزدور، ازجان گذشته، فريادزن يا آفرين cain قابيل (برادر هابيل)، آدم کش، برادر کش gunsel کوني، آدم هفت تير کش، جاني مسلح whoremonger آدم هرزه، فاسق، جاکش crapehanger آدم بدبين، آدم اخمو، شادي کش