دیکشنری فارسی

man-hour

UKmeinauər

معنی فارسی

نفرساعت ، جمع تعداد ساعات کار

معنی کامل و مثال‌ها

/-our´/n.

● (واحد سنجش کار به ویژه در صنعت، مقدار کار یک نفر در یک ساعت) کار - ساعت

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن