دیکشنری فارسی

manipulator

UKmənipjulətər USmə'nıpjə'leıtə

معنی فارسی

اهل دوز و کلک ، سو استفاده چي ، متقلب

دستگاه دستورزي از دور

معنی کامل و مثال‌ها

/mǝ nip´yōō lāt´ǝr,-yǝ-/n.

اهل دوز و کلک، سو استفاده چی، متقلب

(به ویژه در کار با مواد رادیواکتیو) دستگاه دست‌ورزی از دور

تعریف انگلیسی

noun
  1. an agent that operates some apparatus or machine “the operator of the switchboard”
  2. a person who handles things manually

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن