manipulatory معنی فارسی با دست درست کردني ، بادست درست شده ، وابسته بکارهاي دستي واژههای دیگر با معنی «با دست درست کردني» manipular با دست درست کردني، با دست درست شده، وابسته بکارهاي دستي manipulative بادست درست کردني، با دست درست شده، وابسته بکارهاي دستي