دیکشنری فارسی

mannequin

UKmænikin US'mænəkın

معنی فارسی

کسيکه ازطرف زنانه دوزان مزدورميشودکه جامه

هاي زنانه راپوشيده نمايش دهد

معنی کامل و مثال‌ها

/man´i kin/n.

● آدمک (که خیاط ها و جامه فروشان لباس بر تن آن می‌کنند)

● مانکن (زن خوش هیکل که سالن های مد وغیره برای بر تن کردن و نشان دادن جامه‌ی جدید اجیر می‌کنند) (بیشتر می‌گویند: model)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Dutch 'manneken', meaning 'little man'.

مثال

  • The mannequin in the store window showcased the latest fashion trends.
  • The designer used a mannequin to drape the fabric and create the dress.
  • The mannequin was dressed in a stylish suit and tie.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a woman who wears clothes to display fashions “she was too fat to be a mannequin”
  2. a life-size dummy used to display clothes

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن