دیکشنری فارسی

manqué

معنی کامل و مثال‌ها

/män kā´/adj.

● (فرانسه)

● دارای کمبود، ناقص

● (پس از اسم می‌آید) ناکام، ناکامیاب

● خامدست، سردوگرم نچشیده

a scholar manqué

دانشمند نیم‌پز، جوجه دانشمند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن