دیکشنری فارسی

mar (1)

معنی کامل و مثال‌ها

● (مخفف)

● دریایی

● وابسته به دریانوردی

● ازدواج کرده، متاهل

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن