marcescent
معنی فارسی
خشک شونده و نريز ، پژمرده شونده و نريزنده
معنی کامل و مثالها
/mär ses´ǝnt/adj.
● (گیاه شناسی) در حال پژمرده شدن ولی نه در حال افتادن
مترادفها
adjective
Withering, fading, decaying.
خشک شونده و نريز ، پژمرده شونده و نريزنده
/mär ses´ǝnt/adj.
● (گیاه شناسی) در حال پژمرده شدن ولی نه در حال افتادن
adjective
Withering, fading, decaying.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن