دیکشنری فارسی

marina

USmə'ri:nə

معنی فارسی

تفرجگاه ساحلي ،

لنگرگاه يا حوضچه مخصوص توقف قايق هاي

تفريحي.

معنی کامل و مثال‌ها

/mǝ rē´ nǝ/n.

● بندرگاه ویژه‌ی قایق‌های شخصی و تفریحی، لنگرگاه

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'marinus', meaning 'of the sea'.

مثال

  • We docked our boat at the marina.
  • The marina is a popular spot for sailing enthusiasts.
  • She enjoys taking walks along the marina.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a fancy dock for small yachts and cabin cruisers

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن