market leader
UKmɑːkitliːdər
معنی فارسی
پيشقدم در بازار پيشرو بازار داراي رهبريت بازار
پيشقدم در بازار پيشرو بازار داراي رهبريت بازار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن