marplot
UKmɑːplɔt
معنی فارسی
انگشت بشيرزن ،
کسيکه بواسطه فضولي وپاميان گذاري درکاري
مانع آن کارشود
معنی کامل و مثالها
/mär´plät´/n.
● (آدم یا شی) کار خراب کن، نقشه بهم زن