masque
UKmɑːskəreid
معنی فارسی
يکجورنمايش درسده هاي 16 و17 ميلادي که بازيگران
آن نقاب ميزنندولال بازي در
معنی کامل و مثالها
/mask, mäsk/n.
● بالماسکه، مهمانی که در آن رخپوش میزنند
● (انگلیس - سدههای 16 و 17) نمایش مجلل و پر رقص و آواز، مسک
تعریف انگلیسی
noun
- a party of guests wearing costumes and masks