دیکشنری فارسی

masseur

UKmæsəːr

معنی فارسی

مشت ومال دهنده ماساژ دهنده .

معنی کامل و مثال‌ها

/ma su_r´/n.

● مالش‌گر، ماساژ دهنده، مشت و مال دهنده

ریشه و کاربرد

ریشه

From French masseur, from masser 'to massage', from Latin massa 'mass, dough'

مثال

  • The masseur worked on the client's tense muscles.
  • He is a professional masseur.
  • The masseur applied pressure to the knots in her back.

ترکیب‌های رایج

Professional masseur Skilled masseur Certified masseur

تعریف انگلیسی

noun
  1. a male massager

واژه‌های دیگر با معنی «مشت ومال دهنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن