دیکشنری فارسی

master hand

معنی کامل و مثال‌ها

● خبره، کارشناس

● مهارت، چیره‌دستی

مترادف‌ها

noun
Adept, proficient, dab, expert, good hand, capital hand, nice hand.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن