دیکشنری فارسی

mastoid

معنی فارسی

پستاني، پستان مانند، حلمي.

وابسته به يا نزديک به برجستگي استخوان پس

گوش

استخوان پس گوشي

معنی کامل و مثال‌ها

/mas´toid´/adj., n.

به شکل پستان یا نوک پستان، پستان‌دیس، پستان مانند

وابسته به یا نزدیک به برجستگی استخوان پس گوش

(کالبدشناسی) استخوان پس گوشی، استخوان گیجگاهی (رجوع شود به: skull)

(عامیانه) رجوع شود به: mastoiditis

ریشه و کاربرد

ریشه

From Greek 'mastos' (breast) + 'eidos' (form).

مثال

  • The mastoid region of the skull is located behind the ear.
  • The mastoid process is an important anatomical feature.
  • The mastoid bone is connected to the middle ear.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or in the region of the mastoid process
  2. relating to or resembling a nipple “Pertains to noun: nipple”

واژه‌های دیگر با معنی «پستاني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن