match (1)
معنی کامل و مثالها
/mach/n.
● (در اصل) فتیلهی توپ و بمب و غیره
● کبریت (هر یک از چوبهای درون قوطی کبریت)
matchstick
چوب کبریت
matchbox
قوطی کبریت
to light a match
کبریت روشن کردن (زدن)
/mach/n.
● (در اصل) فتیلهی توپ و بمب و غیره
● کبریت (هر یک از چوبهای درون قوطی کبریت)
matchstick
چوب کبریت
matchbox
قوطی کبریت
to light a match
کبریت روشن کردن (زدن)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن