دیکشنری فارسی

matchable

UKmætʃəbl

معنی فارسی

بهم جور شدني سازگار.

مترادف‌ها

adjective
1. Equal, suitable, comparable.
2. Correspondent, of like kind.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن