دیکشنری فارسی

mated

UKmætid

معنی فارسی

لنگه قرين جفت همسر کمک بردست يار شاگرد همکار همقطار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. mated sexually
  2. used of gloves, socks, etc.
  3. of or relating to a marriage partner

واژه‌های دیگر با معنی «لنگه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن