matriarch
US'meıtrı'ɑ:k
معنی فارسی
رئيسه خاندان ، مادر تيره يا خانواده
معنی کامل و مثالها
/mā´trē ärk´/n.
● گیس سفید، زن کهنسال و محترم
● (در نظام زن سالاری) سالار زن، زنسالار، مادرسالار
تعریف انگلیسی
noun
- a female head of a family or tribe
- a feisty older woman with a big bosom (as drawn in cartoons)