matronize
معنی فارسی
کدبانووار رياست کردن بر ، بانووار نظارت کردن ،
بانوساختن
معنی کامل و مثالها
/mā´trǝn īz´/vt.,
● تبدیل به مدیره (یا سرپرستار و غیره) کردن
● سرپرستی کردن، دختر جوان و نامزدش را همراهی کردن
مترادفها
verb active
1. Render matronly.
2. Chaperon, act as mother to.