دیکشنری فارسی

matronize

معنی فارسی

کدبانووار رياست کردن بر ، بانووار نظارت کردن ،

بانوساختن

معنی کامل و مثال‌ها

/mā´trǝn īz´/vt.,

تبدیل به مدیره (یا سرپرستار و غیره) کردن

سرپرستی کردن، دختر جوان و نامزدش را همراهی کردن

مترادف‌ها

verb active
1. Render matronly.
2. Chaperon, act as mother to.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن