matronliness معنی فارسی زن خانه دار کدبانو بانو زن شوهر دار مديره رئيسه واژههای دیگر با معنی «زن خانه دار» matron زن خانه دار، کدبانو، بانو hausfrau زن خانه دار، کدبانو housewife کدبانو، زن خانه دار، جاي سوزن و نخ manageress مديره، رئيسه، زن خانه دار matronal بانوانه، مادرانه، شايسته زن خانه دار cotquean زن مرد صفت وخشن.، مردي که در خانه کار زنان را انجام ميدهد، مرد خانه دار