دیکشنری فارسی

matted (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/mat´id/adj.

● (به ویژه گیسو و چیزهای الیاف مانند) به هم فشرده و کرک شده، نمد وار شده، در هم گوریده

● پوشیده شده از مو یا گیاه انبوه و در هم گوریده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن