matted (1)
معنی کامل و مثالها
/mat´id/adj.
● (به ویژه گیسو و چیزهای الیاف مانند) به هم فشرده و کرک شده، نمد وار شده، در هم گوریده
● پوشیده شده از مو یا گیاه انبوه و در هم گوریده
/mat´id/adj.
● (به ویژه گیسو و چیزهای الیاف مانند) به هم فشرده و کرک شده، نمد وار شده، در هم گوریده
● پوشیده شده از مو یا گیاه انبوه و در هم گوریده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن