دیکشنری فارسی

matted (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/mat´id/adj.

● مات، کدر، دارای رویه‌ی مات

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن