matting (2)
معنی کامل و مثالها
/mat´iŋ/n.
● (سطح فلزی یا شیشهای و غیره) ماتسازی، کدر سازی
● سطح مات، پهنهی کدر (شده)
● لبه، حاشیه، مغزی
/mat´iŋ/n.
● (سطح فلزی یا شیشهای و غیره) ماتسازی، کدر سازی
● سطح مات، پهنهی کدر (شده)
● لبه، حاشیه، مغزی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن