دیکشنری فارسی

maw (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/mô/n.

● (در اصل) حفره‌ی شکم، شکم (به ویژه شکم حیوان: شکمبه، سیرابی)

● (حیوانات درنده) آرواره و دهان و حلق

● (مجازی) هر چیز دارای اشتهای بی پایان، سیرنشدنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن