دیکشنری فارسی

max

USmæks

معنی کامل و مثال‌ها

/maks/n., adj.

● (امریکا - خودمانی) مخفف: maximum

* max out

به حداکثر رسیدن، بیشینه شدن

* to the max

به بیشترین میزان

تعریف انگلیسی

noun
  1. street names for gamma hydroxybutyrate

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن