دیکشنری فارسی

maxillary

UKmæksailəriː

معنی فارسی

آرواره اي

معنی کامل و مثال‌ها

/maks´i ler´ē,maks il´ǝr ē/adj., n., pl.

● وابسته به آرواره‌ی زبرین یا نزدیک به آن، زبرآره‌ای

● (کالبدشناسی) استخوان زبرآره (فک فوقانی)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the jaw in vertebrates that is fused to the cranium
  2. of or relating to the upper jaw “Pertains to noun: maxilla”

واژه‌های دیگر با معنی «آرواره اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن