دیکشنری فارسی

maximalist

معنی فارسی

کسيکه اصرارداردکه حداکثرتقاضاهايش

برآورده شودوحاضربه تمکين نيست

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝl ist/n.

● (این باور: برای رسیدن به هدف سیاسی باید به اعمال انقلابی و مستقیم متوسل شد) بیشینه گرای

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن