maximum speed UKmæksiməmspiːd معنی فارسی حداکثر سرعت واژههای دیگر با معنی «حداکثر سرعت» flank speed حداکثر سرعت، سرعت جانبي endurance time سرعت حداکثر مداوم، سرعت مداوم pron to با حداکثر سرعت ممکن hull speed حداکثر سرعت نظري قايق hard-charge بشدت و حداکثر سرعت راندن (اتومبيلراني) mach trim compensator دستگاه تنظيم حداکثر سرعت هواپيما به طور، خودکار peak speed بيشترين تندي، حداکثر سرعت full speed سرعت کامل، حداکثر سرعت supercharge خرج حداکثر، خرجي که حداکثر سرعت، ابتدايي با آن بدست مي آيد layer depth عمق لايه اول آب دريا (دريايي) که در آن، سرعت صوت به حداکثر مي رسد