may (1)
معنی کامل و مثالها
/mā/v., aux., pt.
● امکان دارد، محتمل است، شدنی است، شایش دارد، شاید، ممکن است
it may rain
شاید باران بیاید.
he may be ill
ممکن است بیمار باشد.
they may never come
ممکن است هرگز نیایند.
come what may!
هر چه که میخواهد بشود!، هر چه باداباد!
● اجازه دارید (دارند و غیره)، دستوری
you may go
شما میتوانید بروید.
may I smoke here?
در اینجا اجازه سیگار کشیدن دارم؟
no, you may not
نه مجاز نیستی.
may I ask why?
آیا میتوانم بپرسم چرا؟
● باشد که، تا این که
they gave their lives so that we may live in freedom
آنان جان خود را فدا کردند تا ما در آزادی زندگی کنیم.
I laugh that I may not weep!
برای این میخندم که گریه نکنم!
● خدا کند، امید است که، الهی که
may he be forgiven of his sin!
الهی که گناهان او بخشوده شود!
may he rest in peace!
خدایش بیامرزد!
may God bless you
خدا خیرت بده!، عافیت باشد!، خدا تو را برکت بدهد!
● (حقوق) بایستی، باید، الزامآور است
● رجوع شود به: can