دیکشنری فارسی

may (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/mā/v., aux., pt.

● امکان دارد، محتمل است، شدنی است، شایش دارد، شاید، ممکن است

it may rain

شاید باران بیاید.

he may be ill

ممکن است بیمار باشد.

they may never come

ممکن است هرگز نیایند.

come what may!

هر چه که می‌خواهد بشود!، هر چه باداباد!

● اجازه دارید (دارند و غیره)، دستوری

you may go

شما می‌توانید بروید.

may I smoke here?

در اینجا اجازه سیگار کشیدن دارم‌؟

no, you may not

نه مجاز نیستی.

may I ask why?

آیا می‌توانم بپرسم چرا؟

● باشد که، تا این که

they gave their lives so that we may live in freedom

آنان جان خود را فدا کردند تا ما در آزادی زندگی کنیم.

I laugh that I may not weep!

برای این می‌خندم که گریه نکنم‌!

● خدا کند، امید است که، الهی که

may he be forgiven of his sin!

الهی که گناهان او بخشوده شود!

may he rest in peace!

خدایش بیامرزد!

may God bless you

خدا خیرت بده‌!، عافیت باشد!، خدا تو را برکت بدهد!

● (حقوق) بایستی، باید، الزام‌آور است

● رجوع شود به: can

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن