دیکشنری فارسی

meal (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/mēl/n.

● بلغور (گندم یا جو یا ذرت و غیره)، کنجاله

cornmeal

بلغور ذرت

linseed meal

کنجاله‌ی برزک

fish meal

آرد ماهی

● هر چیز بلغور مانند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن