mediatize
معنی فارسی
کشور يا سرزمين کوچکتري را ضميمه ي کشور
بزرگتري کردن ولي حکمران آن را خلع نکردن و
به او اختيارات محدودي دادن
معنی کامل و مثالها
/mē´dē ǝ tīz´/vt.
● کشور یا سرزمین کوچکتری را ضمیمهی کشور بزرگتری کردن ولی حکمران آن را خلع نکردن و به او اختیارات محدودی دادن