دیکشنری فارسی

mediatize

معنی فارسی

کشور يا سرزمين کوچکتري را ضميمه ي کشور

بزرگتري کردن ولي حکمران آن را خلع نکردن و

به او اختيارات محدودي دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/mē´dē ǝ tīz´/vt.

کشور یا سرزمین کوچکتری را ضمیمه‌ی کشور بزرگتری کردن ولی حکمران آن را خلع نکردن و به او اختیارات محدودی دادن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن